خرید بک لینک

بسم و بسم و بسم الله سه بر شینم بسم الله

عهد و عهد و عهد و عهد شهد و شهد و شهد و شهد

شمس و شمس و شمس و شمس لمس ولمس و لمس و لمس

شمع و شمع و شمع و شمع جمع و جمع و جمع و جمع

شب گذشت و شب گذشت در پیچ و تاب " آفتاب آمد دلیل آفتاب "

نوش نوشان را بگو مستی کنند هوشیاران را بگو جستی کنند

چشمه چون جوشد بود آبش روان گر رسد دریا شود سرش عیان

چشمه از دریا همی لبریز شد نیستیش از هستیش سر ریز شد

سر آن دریا بود جان یقین ماهیان در آب و صیادان کمین

صیدو صیاد هردو در جوش و خروش هردو در دام و هردو هم خانه به دوش

عقل و هوش آدمی ایمان بود عقل رندان عقل آن سندان بود

عقل سندان لاجرم سنخی بود مشت کوبان را کجا نرخی بود

در میان آب و خاک آوارگیست علت از علت چو آید آن یکیست

در میان بوده ها پرده کجاست پرده افتد بوده ها در بوده هاست

من نمی گویم تو هم پیغمبری پیر دانا کی کند پرده دری

شاهدم افتاده اندر پیچ و تاب " آفتاب آمد دلیل آفتاب "

برچسب: نویسنده: سید ابولی تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1392 ساعت: 4:05

صفحه بندی