خرید بک لینک

مرد را گویم که آن از اهل بود گفتگو ها در صدف چون لعل بود

جان مجلس بود و عطاران به یاد آدمی گویی که از آدم زیاد

هوی درویشان چه در خمحانه ای مست بی حد خانه در ویرانه ای

بیکران در بیکران ها آمده شاه شاهان در تماشا آمده

رنگ رنگ از رنگها رنگی گرفت در معنا در صدف جان می گرفت

رقص نوران بود و حوران در بلور حق و حق گویان سوران در عبور

این یکی می گفت من از آدمم آن یکی می گفت من از خاتمم

حق عریان بود و باطل گفت گو نطق بی حد بودن و حق در گفتگو

چشم معنا و گفتگو ها قافیه هوش معنا بود و دیدن عالیه

گفتگو از هوش بود و هوش از آن هوش بی هوش و گوش معنای آن

حضرت عشق و کمال جلوه ای هم جمال و هم جلالی جلوه ای

ما میان این دو سد تکرار خود وان یکی در گفتگو گفتار خود

شاهد م در نقد و در این گفتگو پیش استادان نموده سر فرو

برچسب: نویسنده: سید ابولی تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1392 ساعت: 4:05

صفحه بندی