برتیل لیندبلد در سال ۱۹۲۵ پیشگام مطالعه دربارهٔ دوران کهکشان و شکل گیری بازوهای مارپیچ بود او پی برد که ایدهٔ مرتب کردن ستارگان در قالب مارپیچ به علت مسئلهٔ غیر قابل حل مارپیچی غیر قابل دفاع بود. نظر به اینکه سرعت زاویهای دوران دیسک کهکشانی با فاصله گرفتن از مرکز کهکشان تغییر میکند (از طریق یک مدل گرانشی منظومه شمسی) یک بازوی محوری (شیبه دود) سریعا به هنگام چرخش کهکشان خم خواهد شد بازو در چرخش کم کهکشان خم شدن خود را افزایش میدهد تاجایی به دور کهکشان میپیچد. این مسئله، مسئلهٔ مارپیچ نامیده میشود. اندازه گیری تا قبل از سال ۱۹۶۰ نشان میداد که سرعت مداری ستارهها در کهکشانهای مارپیچی با درنظر گرفتن فاصله شان از مرکز کهکشان بسیار بالاتر انتظار ما در دینامیک نیوتن است اما هنوز نمیتواند استحکام ساختار مارپیچی را توضیح دهد دو تئوری یا مدل برای ساختار کهکشانهای مارپیچ وجود دارد
توضیح تئوری ها در ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: سید ابولی