تنها ماند گلي نكرد يادش
ديدن گل دل لقد كردن شد
اما اون يه بازي نگاهش كرد
من ميخواستم يه عمر من براي اون اون برا من من به خاطر اون اون به خاطر من
اما اون من محاكمه كرد يه طرفه قاضي شد و خودش ادامم كرد
گذشت اما اين جنازه باز زنده هست اما چه فايده كه نبودش بهتر از بودش
ميدوني گل خار كردن خيلي دل مي خواد
يه روزه كه دلم بد ميگيره
قسم به عشقمون قسم همش برات دل واپسم قرار نبود اينجوري شه يهو بشي همه كسم راستي چي شد چطوري شد اينجوري شد كه عاشقت شدم شايد ميگم تقسير توست تا كم بشه از جرم خودم
برچسب:
نویسنده: سید ابولی