خرید بک لینک

بياييد بدترين حالت ممكن را تصور كنيم: تصور كنيد اكنون سال 1935 ميلادي است. ما در اروپا هستيم، ساكن آلمان و در محلهاي در مركز برلين زندگي ميكنيم....

ما دانشجويان دانشگاه برلين هستيم. دو سال قبل تحولاتي در كشور ما رخ داده است: طي يك انتخابات باشكوه! آدولف هيتلر به عنوان صدراعظم انتخاب شده و حزب ناسيونال سوسياليست به پيروزي بزرگي نائل گرديده است. ما و ديگران همه در شوك اين تحولات مهم قرار داريم. نميدانيم بايد چه كنيم و نميدانيم چرا ناگهان اوضاع اينگونه رقم خورد! زماني كه حزب نازي قدرت را در دست ميگرفت حس ميكرديم كه اوضاع بدتر خواهد شد اما نه اينگونه، پيشبيني نميكرديم كه ناگهان سرنوشت براي ما اينگونه رقم بخورد و شرايط بيروني زندگي ما ناگهان اينچنين تغيير كند. «ما كه عمر نوح نداريم و 60 يا 70 سالي در اين دنيا زندگي خواهيم كرد چرا بايد اين مدت كوتاه عمرمان در زير سلطه رژيمي فاشيستي تلف شود؟ آخر اين ديگر چه بخت و اقبالي است كه ما داريم؟ چرا بايد در اين مرحله از تاريخ زاده شويم؟!» اين سوالي است كه ماها از خودمان ميپرسيم و از بقيه آدمهاي اطرافمان.

برچسب: نویسنده: سید ابولی تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1392 ساعت: 3:19

صفحه بندی