رضایت از زندگی به عنوان ارزیابی کلی کیفیت زندگیبر اساس ملاکهای انتخاب شده عبارت است از مقایسه بین شرایط زندگی با ملاکهای شخصیافراد هنگامی که سطوح بالای رضایت از زندگی را تجربه می کنند که شرایط زندگی آنهابا ملاکهایی که برای خود تعیین کرده اند مطاقبت داشته باشند. رضایت از زندگی را میتوان به عنوان جامعترین ارزیابی افراد از شرایط زندگی خود در نظر گرفت (دینر 2000به نقل از کشاورز 1388). شواهد تجربی حاکی از آن است که بعد زمانی رضایت از زندگیمهم است.(کارینول 1996) رضایت از گذشته و رضایت از حال و رضایت از آینده سه بعدمتمایز رضایت از زندگی است. فیلسوفان و اندیشمندان در طول تاریخ همواره بر اینباور بوده اند که ویژگیهایی مانند دوست داشتن، عقل و عدم وابستگی، از جمله مؤلفههای اساسی رضایت از زندگی است. بررسیهای تجربی در مورد رضایت از زندگی و به دنبالآن در چهارچوب گسترده تر بهزیستی فاعلی از اوایل قرن بیستم شکل گرفتند ، برای مثالفلوگل خلق و خو را از طریق ثبت رویدادهای عاطفی مطالعه کرد.(لوپز2002) .پژوهشگران بعد از جنگ جهانی دوم رضایت از زندگی و شادکامی را با استفاده ازفهرستهای ساده بررسی کردند در قلمرو رضایت از زندگی چند فرآیند تاریخی را می توانمشخص کرد مطالعات جامعه شناسان که عمدتاً متمرکز بر بررسی تأثیر عوامل جمعیتشناختی مانند درآمد و ازدواج بر رضایت از زندگی است. پژوهشهای متخصصان بهداشتروانی با تأکید بر این اندیشه که بهداشت روانی فراتر از فقدان نشانه های افسردگی وغمگینی است و شادکامی و رضایت از زندگی را نیز در بر می گیرد. پژوهشهای روانشناسان شخصیت که به بررسی شخصیت افراد خوشحال و غمگین پرداخته اند. (دینر،اویشی ولوکاس 2003) یانگ (1992) در مطالعه روینمونه ای متشکل از 142 نفر در سانفرانسیسکو در رابطه با متغیرهای پیش بینی کنندهرضایت از زندگی دریافت که متغیرهای دموگرافیک از قبیل شغل، سلامتی، وضعیتتأهل،دوستی و فرهنگ چند گانه 37 درصد واریانس در رضایت از زندگی تعیین می کند.
برچسب:
نویسنده: سید ابولی